پاکده   فرهنگ و تاریخ یک روستا

پهنترین  قسمت عرض رشته کوه های البرز " مابین قزوین و گیلان می باشد. و روستای  پاکده  تقریبا در وسط آن رشته کوه ها خوش آرامیده است. .              

  راه اصلی دسترسی آن جاده آسفالته منشعب از بزرگراه  قزوین   رشت نزدیک شهر لوشان می باشد .که حدود35 کیلومتر بطرف غرب از جاده کوهستانی وزیباعبور می کند..

جمعیت روستا درسال ١٣۵۵  سیصد وپنجاه  خانوار  حدود1700 نفر بوده.

اما بعد زلزله سال ۶٩ و متعاقب آن تعطیلی معدن ذغال سنگ محل -وخاطرات تلخ تخریب خانه ها وتلفات زیاد -  وخشک شدن چشمه ها که همه این عوامل باعث شدت مهاجرت از روستا گردید .در حال حاظر  حدود٢٠٠خانوار در روستا بصورت ثابت                                                ودر آمار غیر رسمی حدود۴٠٠ خانوار در قزوین ۵٠ خانوار درتهران وحدود۵٠ خانوار نیزدر شهرهای مختلف ایران وکشورهای دیگر زندگی می کنند.وبامیانگین هرخانواده 4نفر حدود2800نفر جمعیت دارد.

فرهنگ وآداب روستا - پاکده

اهالی پاکده افرادی مومن ومهمان نواز هستند .واین محل هیچ وقت بدون روحانی نبوده و به نسبت اکناف اشخاص آن با سواد ومتشرع بوده اند.تعزیه خوانهای معروفی داشته وهمچنین در ماه مبارک وماه محرم مراسمات مذهبی جانانه ایی همچنان بر گذار می کنند.

زبان تاتی

زبان روستا( تاتی) بنظر همان فارسی کمتر متاثر شده از زبانهای دیگر می باشد.گویشوران( متکلمین) آن ساکنین اصلی قسمت میانی و دامنه های جنوبی رشته کوه های البرز از رودبار- دیلمان - رودبار الموت - عمارلو- کلیشم-طالقان-تاکستان- بوئین زهرا گرفته تا روستاهای کرج وسابجبلاغ کلاک گچسر -روستاهای تهران کن شمیرانات لواسانات  جماران- وشمیرزاد و روستاهای دامغان و شاهرود (منهای مهاجرین کرد و آذری) با اندک تفاوت نسبت به هم هستند. همچنین تات زبانها در استانهای اردبیل (خلخال)-آذربایجانها-اراک- و روستاهای قفقاز بصورت جزیره ایی زندگی می کنند.( 1)

تاریخ  پاکده : آثار باستانی منطقه نشانگرقدمت تمدنی بیش از سه هزار ساله دارد. آثار مورد نظر ( دزد کمر-شیر جوب –قنات کلشخانی -  نه جوب دره)که متاسفانه هیچگونه مرمت وتوجه ای از طرف سازمان میراث فرهنگی نشده وعنقریب اینکه آثارفوق کلا" محو بشود.قلعه های باستانی پاکده از جمله قلعه هایست که گروه اسماعیلیه (حسن )از آنها استفاده  می نموده است.قیمت و قدمت بالای عتیقه های زیر خاکی منطقه همیشه باعث طمع ورزی افراد سودجو برای حفاریهای غیر مجازشبانه بوده است..

همچنین گنبد امامزاده گانی بنامهای حضرات طیب و طاهردربالای  پاکده  می درخشد .

از افتخارات مردم پاکده ومنطقه (دیلمیان)همین بس که هرگز زیر بار بیعت با حاکمان مستبد عرب نرفتند .  وهمیشه در رکاب و یاور اولاد علی(ع)بودند. و منطقه را پایگاهی برای ترویج شیعه قرار دادند. 

با رسوخ فرهنگ شهر نشینی در خانه ها وسرگرم شدن مردم بوسیله تلوزیون و رایانه خیلی ازرسومات فرهنگی سنتی منسوخ شده است. جهت یاد آوری به چند نمونه اشاره میکنم.

مراسم شب پارس : اگر بانوئی زایمان می کرد تا 10 شب اطرافیان درمنزل زائو جمع می شدند.وبا انواع بازیها و حرکات مفرح(شاه وزیر- سیا بازی-کشتی بچه ها و....) آلام زائو را تسکین می دادند.

مراسم جشن گالش : زمان پایان فصل سرما گاو و گوساله ها را تحویل گالش می دادند (به چوپان گاو گالش می گویند.)و در زمان پایان فصل گرم  با همراه داشتن دستمزد گالش که معمولا غیر نقدی بود وبا نقل و شیرینی وآقوزنان(نان گردویی) به استقبال گالش میرفتند.

مراسم دان : ( دان به میدانی در نزدیک روستا گفته می شد که چوپان بز وگوسفندها را برای دوشانیدن توسط صاحبشان{ خانمها} به آنجا می آورد.) خانمها با در دست داشتن ظرف مخصوص شیر دوشی مثل کارکنان محترم عوارضی اتوبانها روی تخه سنگی به ردیف منتظر می نشستند. چوپان گله را به طرف عوارضی هدایت میکرد. وبا تبحری که داشت تک تک بز وگوسفندها را بدون هیچ گونه نشان ظاهری بنام مرد صاحبشان با صدای بلند اعلام میکرد.تا اشتباهی صورت نگیرد.

مراسم  واره : حدود 8 الا10نفر ازخانمهای نزدیک هم(منزل)  بعد از دوشیدن شیر گاوهایشان که حدود 10 کیلومی شد به نوبت بصورت دوره ای صبح خیلی زود به خانه یکی از اعضاء می بردند . این تعاونی چند مزایا داشت که عبارتند از: 1-از حال یکدیگر با خبر می شدند. 2-  خانواده هر روز برای فراوری شیر (کم )معطل نمی شد. 3- فراورده آن برای انتقال به شهر(قزوین) برای فروش تازه وقابل توجه بود.

نکته تحسین بر انگیز اینجاست که برای قرض دادن شیر ترازو درکار نبود وبصورت پیمانه(کیل)انجام می شد . وبا توجه به اینکه مقدار شیرهر  روز متغیر بود و یادداشتی هم بر روی کاغذ صورت نمی گرفت. هیچ وقت اختلافی  بر سر فراموشی مقدار یا تقلب مشاهده نمی شد.

مراسم اسب گیری : مناطق مرتفع روستا (ییلاق) در فصل  تابستان چمنزار و خیلی دلپزیر می باشد.(در ذیل به آن پرداخته میشود) به همین خاطر گله های وحشی اسب در آنجا رها بودند.

جوانها برای اینکه رشادت خود را به رخ یکدیگر بکشند . اسبها را درحلقه محاصره خود قرار می دادند.ومغرورترین وجسورترین جوانها بر پشت اسب وحشی می پریدند وبه تاخت می فتند. البته همیشه چند مجروح می داد. ادامه دارد."  

کافیست (زبان تاتی )را درموتور" یاهو" جستجو نمائید..(1)